مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
260
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - از قاسم روايت كردهاند كه فرمود : « چون در دهان گذاشتم ، گويا چشمهء آب بود . پس سيراب شدم وديگرباره به سوى ميدان تاختن كردم . » 1 . امر به صبر نمود . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 4 / 17 وقاتل أو همچنان مردى از بنى عدى بود . سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 276 وپس از وى [ علي بن الحسين ] سلام اللَّه عليه قاسم بن الحسن بن علي عليهم السلام والصلاة ، جانب ميدان كارزار وعرصهء پيكار سپرد وهمى با ارجوزه قرائت كرد : لا تجزعي نفسي فكلّ فان * اليوم تلقين ذوي الجنان 1 آنگاه سه تن از آن گروه ملعون به خاك هلاك درافكند واز أسب بيفتاد ، سلام اللَّه ورضوانه عليه . اينوقت امام حسين عليه السلام از راست وچپ نگران گشت . هيچ كس را نديد . پس سر مبارك به جانب آسمان بلند كرد وگفت : « فقال : أللَّهمّ إنّك ترى ما يصنع بولد نبيّك ؛ اى خدا ! نگران هستى كه از اين گروه ، به پسر پيغمبر تو چه مىرسد . » 1 . اى نفس ! بيتابى نكن كه همه از بين مىروند . امروز بهشتيان را ديدار خواهى كرد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 119 وهفتاد تن به دست قاسم بن حسن عليهما السلام جانب دوزخ گرفتند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 373 الغرض ، قاسم روانه ميدان شد ورجز مىخواند : إن تنكروني فأنا ابن الحسن * سبط النّبيّ المصطفى المؤتمن هذا حسين كالأسير المرتهن * بين أناس لا سُقوا صوب المزن وصورت أو مثل ماه بود . پس قتال شديدي كرد تا آنكه به روايت « بحار الأنوار » با آن كودكى سىوپنج نفر را به درك فرستاد . حميد بن مسلم گفت : « در لشگر عمر سعد بودم ونظر مىكردم به آن غلام كه ديدم پوشيده است ازار وپيرهنى وبند يكى از دو نعل أو پاره شده بود . » پس عمرو سعد ازدى گفت : « واللَّه لأشدّنَّ عليه » . گفتم : « سبحان اللَّه ! چه مىخواهى از أو . به خدا قسم كه اگر بزند مرا به شمشيرش ، دست به سوى أو نگشايم . كفايت مىكند أو را اين جماعت كه دور أو را دارند . » گفت : « به خدا قسم كه بر أو حمله مىآورم . » پس تاخت وبرنگشت تا آنكه فرق مقدّس أو را شكافت وقاسم از أسب درغلطيد وفرياد كرد : « يا عمّاه ! » پس حسين مثل باز شكارى صفوف را شكافت ومثل شير خشمناك حمله كرد تا رسانيد خود را به -